صدای بی صدا

بوی جانماز ترمه مادر بزرگ

این پایان نیست این آغاز یه درده. یه دردی که تا فردای زندگی باهامه.چقد سخته لبخند مهربانتو دیگه نمیبینم،چقد دردناکه دیگه نیستی که تو آغوشم بگیری،چقد کشندس دیگه صدات توی خونه طنین انداز نمیشه.

آخرین نگاهت،قبل از اینکه فراموشی روتو بپوشونه هیچ وقت یادم نمیره.چقد آروم خوابیده بودی،دیگه دردی رو احساس نمیکردی ،پاهات دیگه درد نداشتن،اما حالا دلای ما پر درد شده.

دوست دارم تمام این دقایق بی تو رو گریه کنم.

مهربونم،مادر بزرگ خوبم ،کاشکی تنهامون نمیذاشتی. 

بخواب مهربونم بخواب. 

نویسنده: میلاد بیتاب ׀ تاریخ: جمعه ۸ امرداد ،۱۳۸٩ ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀ نظرات ()


© All Rights Reserved to divarbdivar.Blogfa.com / Theme by:
bahar-20